Free Web Space | BlueHost Review  

در تابستان سال 1383 به دعوت دوست دانشمند و بزرگوارم "فرهاد نظری"، به "کنگاور" رفتم. شهرستان کنگاور از توابع استان کرمانشاه است و این سفر کاری، فرصت مغتنمی بود تا بتوانم بسیاری از آثار میراث تاریخی و فرهنگی این منطقه را از نزدیک ببینم. در این صفحه، به برخی از مشاهدات و یادهای این سفر، اشاره خواهم کرد.

 

 ساخت فيلم معبد آناهيتا

آنچه که بیش از همه در کنگاور به چشم میآید، بنای با شکوهی ست موسوم به "معبد آناهیتا" که در مرکز شهر، بر سر راه امروزی همدان-کرمانشاه واقع شده است.

در روزهای اقامتم در اداره میراث فرهنگی شهرستان کنگاور، این فکر به ذهنم راه یافت که فیلم مستندی از این بنای باستانی باشکوه تولید گردد تا به معرفی بیشتر آن یاری رساند. این فکر را با "فرهاد نظری" که سرپرستی دفتر فنی میراث را بعهده داشت، در میان گذاشتم و پس از موافقت او و جلب موافقت اداره کل میراث فرهنگی کرمانشاه، ساخت فیلم را آغاز کردیم.

ساخت فیلم را به دوست هنرمندم "بابک حجتی" سپردم و خود نیز با نوشتن بخشی از گفتار متن فیلم و در میان گذاشتن ایده هایم، به وی یاری رساندم.

فیلم "معبد آناهیتا" را پس از ساخته شدن، برای نمایش به سومین جشنواره فیلمهای فرهنگ ایران باستان (ZIFF) در ونکوور کانادا فرستادیم. در این جشنواره که روزهای سيزدهم و چهاردهم نوامبر 2004 برپا شده بود، فیلمسازان و هنرمندان سرشناسی همچون "خسرو سینایی"، "بهزاد خداویسی" و ... با فیلمهایی شاخص، شرکت داشتند. فیلم "معبد آناهیتا" بسیار مورد پسند تماشاگران واقع شد و از آن تقدیر بعمل آمد.

این فیلم مستند، در آذر ماه سال 83 در نمایشگاه هفته پژوهش در "دانشگاه هنر اصفهان" نیز به نمایش درآمد و مورد تقدیر قرار گرفت.

يافتن دو شال ستون سلوکی

اين شال ستونها که در زمان پی کنی يک ساختمان در 17 مرداد 1383 از بخش شمالی شهر کنگاور، بدست آمد، سخنان زيادی را در پی داشت و خبرگزاری ميراث فرهنگی نيز خبر آنرا منتشر ساخته بود. اين دو شال ستون پس از پيدا شدن و آگاهی مسئولين ميراث کنگاور، به ساختمان ميراث جابجا گشت.

هرچند که هنوز اجازه کاوشهای گسترده تر و گمانه زنی ها در جای يافته شدن شال ستونها داده نشده، ولی اين يافته ها بر ترديدهای پيشين ما درباره درست بودن نامگذاری معبد آناهيتا ميافزايد. درست دو روز پیش از اين یافته نوين، دکتر مسعود آذرنوش (باستانشناس و سرپرست پژوهشكده باستانشناسي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگری) به همراه ميهمانانشان به معبد آناهيتا آمده بودند؛ ايشان يکبار ديگر بر ساسانی بودن بنای برجای مانده، پافشاری کردند.

"فرهاد نظری" بدينسان سخن ميراند:

"ايزيدور خاراكسي" جغرافيا‌نويس يوناني براي اولين بار در سال 37 ميلادي از كنگاور عبور كرده و از اين شهر به نام كونكوبار ياد کرده و از وجود معبدي در اين شهر براي نيايش الهه آرتميس خبر داده است. اين قديمترين نوشته‌ي مدوني است كه ميتوان به آن استناد جست.    تاريخ و جغرافيانويسان عرب و ايراني از قرن چهارم هجري به بعد از اين ناحيه نام برده اند و اغلب آنرا كنكور نوشته‌اند. از جمله ياقوت مؤلف معجم البلدان‌ به سال 623 هجري چنين نوشته‌است:

"كنكور، بكسرالكافين و سكون‌النون و فتح‌الواو: بليده بين همدان و قرميسين و فيها قصر عجيب يقال له قصراللصوص ذكر في القصور و هي الآن خراب...  "

قبل از ياقوت نيز جغرافيانويسان ديگري به ناحيه اشاره كرده‌اند. ازجمله آنها ميتوان ابن‌رسته (290هجري)، اصطخري در كتاب مسالك‌الممالك (340هجري) و ابودلف در سفرنامه‌اش(341هجري) اين محل را قصراللصوص ناميده‌اند. همچنين اشخاص ديگري چون ابن‌حوقل در صورة‌الارض (367هجري) و مقدسي در كتاب احسن‌التقاسيم في معرفة‌الاقاليم در مورد كنگاور گزارشاتي ارائه كرده‌اند.

گي لسترنج با اقباس از آثار نويسندگان اسلامي درباره‌ي كنگاور مينويسد:

"بعد از قريه صحنه، ولايت كنگوار است كه چون در آغاز فتوحات اسلام هنگام عبور لشكريان عرب از آنجا به نهاوند اهالي آنجا چهارپايان باركش مسلمين را دزديدند، اعراب آنرا قصراللصوص (قلعه دزدان) ناميدند. در اين شهر چنانكه ابن‌رسته و ديگران ذكر ميكنند خسرو پرويز بروي صفه‌اي، ايواني ستوندار از گچ و آجر ساخته بود. شهر كنگوار شهري بزرگ بود و مسجد آدينه آنرا مونس، حاجب مقتدربالله خليفه‌ي عباسي، ساخته بود. ياقوت ميگويد صفه‌اي كه ساختمانهاي ساسانيان بر فراز آن بنا شده بيست ذراع از زمين بلندتر است...   "

در طي سده نوزدهم ميلادي سياحان اروپائي چون كرپورتر (1822م)، فلاندن و كست (1840م)، تكسيه (1839م) و ويليام جكسون (1840م) از بناي تاريخي كنگاور بازديد نموده و با استناد به گزارش خاراكسي، آنرا معبدي براي الهه آناهيتا (آرتميس) معرفي كرده‌اند. انتشار فرضيات اين محققين باعث گرديد كه در طي سده‌ي بيستم ميلادي نيز پژوهشگراني چون هرتسفلد، گريشمن، گدار و اشميت مطالبي در باره‌ي اين بنا بنويسند.

كاوشهاي باستانشناسي در اين بناي تاريخي براي اولين بار در فاصله سالهاي 1347 تا 1354 خورشيدی توسط يك هيأت ايراني به سرپرستي سيف‌اله كامبخش‌فرد آغاز شد.

پس از يك وقفه دو ساله در سالهاي 1356 تا 1357 كاوشها به سرپرستي مسعود آذرنوش در خط‌الرأس تپه ادامه يافت و پس از ايشان يك فصل كاوش توسط علي ولينوري در اين محوطه باستاني انجام گرفت.

آقايان عليپور و حق‌بيان مرمتگران بنگاه تخت‌جمشيد در سال 1364 مانده‌هاي ديوار شمالغربي را مرمت و بازسازي نمودند.

در سال 1367 مرحله‌ي جديد فعاليتهاي باستانشناسي و مرمت توسط احمد كبيري، محمد مهريار و عادل فرهنگي آغاز و تا سال 1371 ادامه يافت. در سال 1373 كاوشهاي باستانشناسي توسط فائق توحيدي پي گرفته شده و مجدداً در سال 1374 احمد كبيري كار كاوش و مرمت را ادامه دادند. در سال 1377 به مدت كوتاهي كاوشهاي باستانشناسي صورت گرفت.

در مورد كاربري اين بنا در بين آرا محققين و متخصصين اختلاف نظر وجود دارد. بطوري كه عده‌اي از نويسندگان، اين بنا را معبدي براي الهه آناهيتا دانسته‌اند. برخي ديگر از محققين به تبعيت از نوشته‌هاي مورخين ايراني و عرب سد‌ه‌ي دوم هجري به بعد، اين بنا را قصراللصوص و از نظر ساخت نيز عده‌اي اين بنا را به اواخر سده‌ سوم و آغاز سده دوم پيش از ميلاد نسبت داده‌اند. كامبخش فرد اولين كاوشگر بنا آنرا به سه دوره‌ي هخامنشي ، اشكاني و ساساني نسبت مي‌دهد و دكتر آذرنوش آن را كاخ ناتمام خسرو پرويز در اواخر دوره‌ي ساساني معرفي مي‌كند.

"ابعاد پايه ستون های يافته شده در بخش شمالی شهر كنگاور، كوچك تر از پايه ستون هاي موجود در معبد آناهيتا است. نسبت هاي هندسي رعايت شده در تراش و فرم دهي اين سنگ ها نيز ايراني نيست. تكنيك ساخت و فرم ظاهري آنها به سبك يوناني شباهت دارد. بنابراين احتمال مي رود در اين محل معبدي از دوره تسلط سلوكيان بر ايران باقي مانده باشد كه مي تواند همان بناي توصيف شده از سوي خاراكسي باشد."


پوستر فيلم معبد آناهيتا

بابک حجتی، هنرپيشه فيلم را هدايت ميکند

بخشی از فيلم معبد آناهيتا

   بخشی از فيلم معبد آناهيتا  

 

بخشی از "معبد آناهيتا" در طرحی از فرهاد نظری
 
 
شال ستونهای سلوکی
 
 
معبد آناهيتا - عکس از يوسف عبدالتاجدينی
 
 
معبد آناهيتا - به همراه "فرهاد نظری" و عبدالتاجدينی
 
 

    آناهيتا فرشته موکل آبها   PDF file

 

 ديدار با اهل حق

زماني كه به روستاي هجيج از شهر پاوه در نزديكي مرز عراق ‌رفتم، از فراز كوه در كنار رود خروشان سيروان كه از كردستان بسوي سرزمينهاي باختري در خروش بود، آرامگاهي ديدم. با پرسش دريافتم كه اين آرامگاه از آن "سلطان اسحاق" بنيانگذار "اهل حق" در سده هشتم ه.ق مي‌باشد.

روستاي هجيج و رود شگفت سيروان كه در كنار آرامگاه سلطان، آرام مي‌گيرد، مرا سرگشته ساخته بود...روستای هجيج - سيروان رود

دختران زيباي كرد با جامه‌هاي رنگارنگشان، بسوي رود مي‌آمدند و شكوه رود با زيبايي آنان، همه ورجاوندي ايرانم را به من يادآور مي‌شد؛ سرزمين مزدا...

پيرمرد كرد برايم از گذشته‌هاي دور گفت؛ از زماني كه هنوز اين راه خاكي پر شيب بسوي روستا زده نشده بود... از "حزب كومله" كه چگونه در اين بلنديها جاي گرفته بودند و ... تا مرز عراق، يكساعت ونيم راه بود و همين زمان تا "اورامانات".  

در بازگشت، كنجكاوي‌ام درباره "اهل حق" فزوني يافته بود. در "كنگاور"، با چند تني از آنان، همسخن گشتم. آنان را شيفته و پاكدل يافتم. همنشيني با اين مردم كه شمار آنان در شهر كنگاور و "صحنه" بسيار است، برايم بسيار نيكو بود. آنچه ديدم، شيفتگي به مولا علی (ع) و ستايش راستی و درستی بود.

از بزرگترين دانايان "اهل حق"، استاد نورعلي الهي است كه در مهرماه 1353 خورشيدي، زندگی خاکی را بدرود گفت. آرامگاه او در هشتگرد است. هر ساله در زاد روزش در بيستم شهريور ماه، شيفتگان و پيروانش در هشتگرد، گردهم مي‌آيند. با دانستن نام شيفتگانش، شگفتي‌ام چند برابر شد: حسين زنده‌رودي (نقاش)، پروفسور محسن هشترودي (فيزيكدان)، منوچهر انور (گوينده تلويزيون)، ژان دورينگ (موزيسين)، يهودي منوهين (ويولونيست)، موریس بژار (موسیقیدان) و ...رقص جمعی - گروه رزبار

دانستم كه او بجز اينكه استاد بزرگ دراویش "اهل حق" است، تنبور نوازي بيمانند نيز بود. وی تار سومی به تنبور افزود. برای آگاهی از زندگی "استاد الهی" میتوانید به سایت OstadExpo مراجعه کنید.

"اهل حق" به پيروي از استاد خود، همگي تنبور نوازاني چيره دست اند. در پايكوبي‌ها و شادي عارفانه اين مردم، زنان نيز در كنار مردان جاي دارند. از زنان و مردان "اهل حق"، پاكيزه خويي و وارستگي ديدم. در ميان اين مردم، يك مرد نمي‌تواند در يك زمان، دو زن داشته باشد و زناشويي دوباره مرد، تنها زماني خواهد بود كه همسر نخست درگذشته باشد يا زن و مرد از يكديگر جدا شده باشند. در ميان آنان، زن، يكسان با مرد ارث مي‌برد و درباره پوشش زن نيز تنها سخن بدينسان رانده مي‌شود كه زن نبايد انگشت نما گردد. اينان با گروه "علی اللهی" یکی نیستند.

دلبستگي "اهل حق" به آیین قدیم مغان ایران را نیز در میان سخنان خردمندان آن میتوان یافت:

حضرت زرتشت، يكتا پرست بود. از بچگي مبعوث بود، منتهي به تدريج خود را به مردم شناساند.

مأمور براي عالم بود؛ وحي مي‌گرفت؛ خدا را بصورت نور يا آتش مي‌ديد.

كتاب آسماني داشت (به زبان پهلوي قديم) و قبل از موسي بود.

اهورامزدا همان روح باشد و اهريمن، نفس اماره. به دونادون معتقد بود و دستورش اين بود: "هرچه در حق خود نيك مي‌دانيد و عمل مي‌كنيد، در حق ديگران هم نيك بدانيد و عمل كنيد."

او را به زير يك رمه قاطر انداختند، خراش هم برنداشت. اصل كتابش از بين رفت. جلوه معنوياتي كه به او مي‌شد به آتش تشبيه مي‌كرده است.

- آثارالحق، گفتارهايي از نورعلي الهي، گردآورنده: دكتر بهرام الهي، جلد اول، چاپ چهارم 1373، چاپ ديبا، فصل بيستم، ص 461.

 

Home

سايت شخصی ياغش